الشيخ محسن الأراكي
23
اصول فقه نوين ( فارسى )
از آنچه گفتيم ، روشن شد : تقسيم علوم ، به حسى و عقلى و نقلى ، به لحاظ روش نيست ؛ بلكه به لحاظ منبع مقدّمات آنهاست . بنابراين ، تقسيم روش علم ، به روش حسى ، عقلى ، نقلى ، تقسيم صحيحى نيست . 3 . تقسيمبندىسوم علوم : تقسيمبندى علوم به لحاظ معيار ارزشيابى : واژهء « علم » : به آن دسته از تصديقاتى گفته مىشود كه بتوان به صحّت و كذب آنها پى برد ؛ يعنى بتوان با معيار قابل قبولى ، از صحّت و سقم آنها ، اطمينان حاصل كرد . برخى جريانهاى فلسفى غرب ، بهدليل اينكه معيار ارزشيابى را به ابزارهاى محسوس سنج منحصر كردهاند ، بسيارى از قضاياى مربوط به الهيات و متافيزيك را به اين دليل كه با آن معيارها قابل ارزشيابى نيستند ، از حيطهء علم و قضاياى علمى خارج كردهاند ، بلكه برخى اين قضايا را بههمين دليل ، بدون معنا دانستهاند . معلومات مسلّم الصحّه ، معيارهاى اصلى ارزشيابى ساير معلوماتاند ؛ مسلّمالصّحه بودن را اگر در دايرهء علم مطلق در نظر بگيريم ، به بديهيات عقلى يا استقرايى مىرسيم و در دائرهء بعد معلوماتىاند كه با روش قطعى از آن معلومات استنتاج شده باشند . در علوم نقلى كه به وحى منتهى مىشوند - پس از آنكه خود وحى با دليل و برهان عقلى و استقرايى به اثبات رسيد : و معناى اثبات آن ، اثبات صدق نبى است كه هم با عقل قابل اثبات است و هم با استقراء - خود وحى نيز تبديل به معيار ديگرى براى ارزشيابى علوم ، خواهد شد . در اصول ، راه دستيابى به وحى ، مورد بحث قرار مىگيرد . در آنجا كه وحى مسلّم وجود دارد ، بحثى نيست ؛ لكن در آنجا كه وحى مسلّم وجود ندارد ، اين علماصول است كه از شيوههايى بحث مىكند كه دستيابى به وحى را ممكن سازد . بنابراين ، معيار ارزشيابى قضاياى اصولى چهار چيز خواهد بود : 1 ) معلومات ثابتة الصدق بالبداهة ؛ 2 ) معلومات مسلّمالصحّة ، بهدست آمده از طريق استقراء ؛ 3 ) معلومات مسلّمالصحّة ، بهدست آمده از طريق برهان عقلى ؛ 4 ) معلومات مسلّمالصحّة ، بهدست آمده از طريق وحى مسلّم و قطعى . بنابراين ، علوم را به لحاظ معيارهاى ارزشيابى ، مىتوان به ترتيبذيل ، دستهبندى كلّى نمود :